|
سلام به دوستای گلم.چه میکنید در این تابستونه کسل کننده؟ با ترانه ی مادری حال میکنید؟اقا سیاوش رو دیدید چه گل شده؟ تا جایی که من خبر دارم هنوز هیچی نشده خیلی طرفدار پیدا کرده یکیش خود من و پگاه و رعنا و مریم که البته مریم رو به خاطر سست عنصریش کنار باید گذاشت حتما وقتی این مطلب رو بخونه منو میکشه ولی خداییش بازیگر خوب و خواستنیه حدودا یک ساعت دیگه مونده تا شروع شه کاش میشد منم بتونم ببینم آخه تلویزیونمون صاف نشون نمیده میخوام عر بزنم به نظر شما بهش میاد که ۲۴ سالش باشه؟ آخه خیلی بچه تر میزنه نه؟؟؟؟؟؟؟؟ میدونم خیلی چرتو پرت نوشتم آخه اصلا حوصله ندارم چون نمیتونم ببینم.الان بعضی از شماها منو درک میکنید. تازه من دارم به این فکر میکنم که چه طوری باید یک هفته ای که میریم مشهد رو تحمل کنم. خیله خوب دوستان مزاحمتون نمیشم خوش باشید فعلا خداحافظ + نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387 21:55 توسط مهدیه |
سلام به دوست های عزیزم.من چون خودم خفن فوتبالی هستم دلم میخواد بیشتر دراین باره حرف بزنم.اصلآ قسمت ورزشی weblog با من اخره اعتماد به نفس بود + نوشته شده در دوشنبه هفدهم تیر 1387 16:50 توسط مهدیه |
سلام عرض میکنم خدمت دوستای نوجوونم... فک کنم خیلی از ما این سلام کردنو تو گوشه ای از ذهنمون جا دادیم و ازش استفاده میکنیم!ایطور نیس؟اگه نیس خواهشا صفحه رو ببند.چون تو توی یه فاز دیگه ای هستی...((!)) میدونم خیلی از ما این روزا یا عشق کیوانیم مث این پگاه خودمون!!!! یا عشق چشای وزغ لایک محسن!!(این شامل همه میشه)J تا سرشون از ته اون تپه تو تیتراژ پیدا میشه نیشمون تا بنا گوش باز میشه؟؟ باور کن(باور نداری؟پس چرا الان نیشت بازه؟!!) همه ی اینا رو میگم چون امروز بعد از قرن ها از طریق گوگل برا پیدا کردن عکس یه فرد خواستنی خوشکل یا هرچی تو دوس داری بگم بگردم! اره عکس محسن.وقتی وارد چندینتا از این وب ها شدم.در کمال نا باوری به افرینش خدا کف بر شدم. چرا باید نویسنده های دختر نامی این جوری در مورد یه مجری .نه یه خوشکل.نه یه پسر.نه یه ادم...حرف بزنه؟ که نمدونم: من که مردم رو تابوتم مشکی بذارین که یعنی سیا بختم.یا موهامو فلان کنین!! . . . محسن جونم فداتو اینا(با تلخیص) یا اینکه قفل عکسای محسن رو باز میکنم فقط به خاط محسن جون!! اه اه .حالام بد شد.یعنی چی .میگن عاشق خودت باش تا بقیه عاشقت شن.(!!!)این چه کاری.اخه برای چی؟من نمیخوام هرمون ادرنالینتو زیر سوال ببرم.ولی نکن این طوری.باور کن اونم مث ماست.شاید هنوز تو اخلاق باحال تر اونو داشته باشی.نمیخوام با این حرفا بگم محسن یا کیوان تکراریه کاراشون یا تقلید میکنن یا بی مزن.نه اصلا ولی من که میدونم تو دو روز پیش فلان فوتبالیست یا فلان خواننده رو دوس داشتی.حالا یه کیس مناسب تر برا توهم گیر اوردی.(مث:اگه بخام بگم خیلی میشین!) مثال بارزش این پگاه خودمون(در این پست پگاه نماد سست عنصری شد.ولی رعناو بد تر از اون حاجیه )هر روز صب وقایع سلام بهار رو برگه مینوشت میاورد با هم ذوق میکردیم. نمیدونم شاید تا حالا این طور مجریایی هم سن خودمون نبوده.یا شاید انقد مصنوعی بوده که حال ادم ازش به هم میخورده(مث شبکه استانیمون(بلا نسبت شادی ذکری خودمون)) وب بعدی که رفتم. اونو ندیدی(مطمئنم دیدی)این دفعه طرف دافاشون بودن!!به به.بمیرم برا این دوتا بشرا.چقد باید محکم باشن در مقابل این توهمات بعععضی از ما ادما(دخترا) ای دی محسن گذاشته بودو نمدونم سرگذاشتن عکسای خانوادگیشون با نظر دهنده ها کل انداخت بود. حالا من کار ندارم راس میگفتن یا نه.میخوام بگم حالم از بعضی ادما به هم میخوره .به خاطر بردار شعوریشون که در جهت منفیه. اخه اگه تو ادمی.اگه گچ تو سرت نیس یا کااااااااه چی کار به اونا داری؟!!هان. اخه چرا ما (مخصوصا دخترا)زود جو گیر میشیم. اخه دوست من.عزیزم.جونم. تو اگه به خاطر این ادما(من کاری ندارم کیوان باشه یا محسن یا هر کس دیگه ای)این طوری داری جون میدی و اونا رو بیشتر از یه دوس یا یه کسی که تفاهم اخلاقی با اون داری و کارات مث اونه تو ذهنت جادادی.باید بگم برای آیندت واقعا نگرانم.حتی تو ادم رو به دلسوزی کردن برای یه عده جنس مکمل وا میداری.حالا بماند که شخصیت اون طرفم زیر سوال میره.اره واقا میره.حرفای چرت خودتو دست کم نگیر. همه ی اینا رو گفتم که بگم در مورد کسی که تو تخیلت باش رفیقی این جوری حرف نزن.(و حرف نزنیم.)فکر نمیکنم مشکل باشه چند لحظه خودتو جای اونی بذاری که در موردش مطلب نوشتی.فک کن وقت خوندنش چی میکشه. تو یه بلاگی که دو تا پستم توش بیشتر نبود بی إف ((of naمحسنو معرفی کرده بود.و با نفرت خیلی زیادی پست رو تموم کرده بود.اولا که منو تو یا خودمون یا بهترین دوستامون یا چمدونم هر که میشناسیم ممکن هست دوس پسر یا دوس دوختر داشته باشیم.این چیزیه که تو دینه ما نیست ولی از فرهنگ گذشتمون مونده.(اینو که انکارنمی تونی بکنی)حالا چی شد اون بیچاره حق نداره داشته باشه.چرا ؟چون تو ذهنت مشغول اونه!!!یا اینکه تو وقتتو پاش میذاری و برا هر حرکتش غش میکنی یا به قول رعنا باید با کاردک از تلوزیون جمعت کرد؟!! بعدم فک نمیکنم کسی که داره تازه شهرت پیدا میکنه بیاد به همین ساگی خودشو برا تو رو کنه. یه چیز دیگم هست.که تو خیلی فوضولی و به هر ویژگی اون باید احاطه داشته باشی. از اینا گذشته پگاه میگف وقتی ما عاشق یه نفر مشهور می شیم و خودمونو براش میکشیم .خیلی بهتر از اینه که مث خیلیا همین کارو با ادم در دست رس بکنیم(پسر بازیو هر روز با یکی دوس بودنو...).و این ابراز احساسات باعث جلو گیری از عقدا ای شدنمون میشه واز خیلی از کارا که بعدا شاید برا ابراز علاقه به یه نفر دیگه میکردیم و اون مستحق نبوده جلو گیری میکنه.(امیدوارم که درست نقل کرده باشم پگاه جون). اما من فک میکنم این بستگی به خود ادم داره و یه حکم کلی نمیشه گرفت. تهش: 0- بیا دوستامون در زمینه ای که استعداد دارن اونا رو کمک کنیم.نه براشون حاشیه درست کنیم 1- بیا هر کیو میبینیم انقد زود نریم تو نخش.هان؟ 2- بیا هر وقت خواستیم کسی رو دوست داشته باشیم .اونو مث خودمون ببینیم واز اون برا خودمون یه پیغمبر درس نکنیم. 3- از الان بیا برا ایندمون ,هم برای دوست داشتن .هم قضاوت در مورد دیگران.هم مشغله های ذهنی که خودمون برا خودمون درست میکنیم.هم زیر اب زدن بقیه رو یه فکری کنیم,نه؟ 4- از الان اونا رو مث یه دوست,یه اشنا ,یا هر چیزی به غیر از یه هرکول دوست داشته باشیم. 5- بیا اینقد فضول نباشیم.هان؟ 6- قبل ازریختن ابروی بقیه یه لحظه خودمون جای اونا بذاریم.مطمئنم خودمون هم خیلی چیزایی داریم که اگه مشهور و محبوب بودیم.حتما بعد از یه مدت کوتاه پدرمون در میومد.میدونم اون قدر بد نیستیم که این طوری بشه.ولی مطمئنم که از ذهن بقیه در امان نخواهی بود.مث خیلی از افراد مشهور جامعه ی ما که یا خودشون دسته گل به اب دادن یا بقیه به نیابت از اونا چنین کاریو براشون انجام دادن چنتا انتقادم از دو ادم: 0- خواهشا اگه یکی از مطلبای این وبلاگ ها درست هست,در پی درست کردن خودتون باشید.چون اینطوری نه بین بچه ها اعتماد دارین.نه بین افرد همکارتون.مطمئنا گوشه ای از ذهن اطرافیانتون برای پایبندی شما یه ارزشها هست.حتی اگه طرف کافر باشه. 1- سعی کنید خودتون باشید.نه تقلید کنید.نه زیاد بلند پرواز باشین. 2- خودتونم یه وقع هایی جای تماشاگراتون قرار بدید این طوری نیاز اون ها,هم طبع اونارو میفهمید. 3- روزی چند ساعت مطالعه از الان شروع کنید اگه دوس دارید به مجری گریتون ادامه بدید 3- تو یه فیلم که بازی میکنید خواهشا اون لباس تعمیر کاریتونو یه ذره روغنی چیزی بگید بریزن.اخه خیلی اتو کشیده بود 4- بقیه چیزام تو تخصص من نیست بهتره دخالت نکنم. از همتون ممنون از این که تا اخرش همراهی کردین.ممنونم میشم نظرتون رو بگین.چون میدونم خیلیا تون با هیچ کدوم از حرفام موافق نیستین!! ((راستی امروز مجله خوانواده ی جوان(اگه درست گفته باشم)رو دیدیم.خداییش تنها چیزی که تو این مصاحبه قشنگ بود و خیلی واضح.اختلاف زیاد سلیقه هاشون بود.)) در اخرم از یه جف اقایون محترم عذر خواهی میکنم اگه حرف بدی در موردشون گفتم.به بچگی من ببخشن. کلید واژه ها: shishtaia ,کیوان, کیوان ساکت, کیوان ساکت اف, ساکت, افشانی, محسن,محسن افشانی, سلام بهار,انتقاد ,مجری,شیشاییا , + نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387 14:15 توسط منصوره |
این مال کتابی که احمد شاملو ترجمه کرده.خواهش میکنم تا اخرشو بخونید...
روباه گفت: -سلام. با وجود این با ادب تمام گفت: -سلام. نمیدانی چه قدر دلم گرفته... هنوز اهلیم نکردهاند آخر. پی چی میگردی؟ نگفتی اهلی کردن یعنی چه؟ اینش اسباب دلخوری است! اما مرغ و ماکیان هم پرورش میدهند و خیرشان فقط همین است. تو پی مرغ میکردی؟ اهلی کردن یعنی چی؟ معنیش ایجاد علاقه کردن است. نه من هیچ احتیاجی به تو دارم نه تو هیچ احتیاجی به من. من هم واسه تو یک روباهم مثل صد هزار روباه دیگر. اما اگر منو اهلی کردی هر دوتامان به هم احتیاج پیدا میکنیم. تو واسه من میان همهی عالم موجود یگانهای میشوی من واسه تو. فردای آن روز دوباره شهریار کوچولو آمد. به این ترتیب شهریار کوچولو روباه را اهلی کرد. شهریار کوچولو برای آن که یادش بماند تکرار کرد: -من مسئول گُلمَم. + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 18:21 توسط منصوره |
سلام از نوع هندبالیش
امروز برو بچمون رفتن مسابقه هندبال. البته فقط پگاه و رعنا از ۶تاییابودن. پگاه خانم دروازبان ذخیره بودن.چقد زحمت کشیده .اصلا تو زمین نرفتن خانم. (یکی پیروکسیکام بیاره بمالیم پشتش .خیلی خسته شده) اون رعنا بیچارم که دفاع بوده بازم اون بابا. به افتخارش یه کف مرتب همراه با حرکت مخصوص ۶ تایا (مانتو مدرسه با صدای هااااا هووووو.ووووووو ااااااا.بالا پایین میره) ولی در کل مدرسمون ۲وم شد و پگاه جونم یکی از عوامل موثر در بازی بودن.البته تشویق میکردها. دیگه بسه زیاد دارم حرف میزنم فردا تست هندسه داریم (اخه یکی بگه هندسه یکم خوندن داره) (حالا یکی بگه مگه ندار. چشه درس به این نکته داری!!) + نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 16:42 توسط منصوره |
|
| ||||||